آداب معاشرت از نابرابری بیشتر آگاهی دارند


تصویری از یک صحنه شهری.
بزرگنمایی / آیا متوجه چادر بی خانمان یا آسمان خراش های شهر شده اید؟

بیماری همه گیر COVID-19 به جلب توجه به نابرابری های مداوم بهداشتی در ایالات متحده ، با اقلیت ها و فقرا از نتایج نامتناسب بدتر کمک کرده است. از نظر نابرابری ، با این وجود ، همه گیری با توجه به سایر نشانه های مشکلات ایالات متحده ، از نابرابری درآمد تا وحشیگری پلیس تا مشارکت اقلیت ها در عناوین علمی ، برای توجه به رقابت می پردازد.

اما شاید چشمگیرترین جنبه این است که به نظر می رسد هنگام بررسی آنها ، بخش قابل توجهی از مردم آمریکا متوجه نیستند که اختلافاتی وجود دارد ، یا آنها معتقدند که گروه های غالب قربانی تبعیض هستند. این شکاف در درک حتی بحث در مورد نابرابری را دشوار می کند ، چه رسد به تصمیمات سیاستی برای رفع آن.

این هفته ، یک تیم از محققان آنچه را که می تواند توضیحی جزئی برای این باشد که چرا مردم چیزها را به همان شکل نمی بینند ، منتشر کردند: آنها در واقع چیزهای مشابه را نمی بینند. به طور خاص ، افرادی که به نابرابری حساس هستند به سادگی احتمال مشاهده موارد این را دارند.

در رابطه با آنچه فکر می کنید چه می بینید

در مورد این نوع برداشت ها ، زبان روزمره کمی نادرست است. ما از نظر فنی بسیار بیشتر از آنچه می دانیم “می بینیم”. مغز ما به سادگی بسیاری از مواردی را که بی اهمیت می داند فیلتر می کند و مانع از درک آگاهانه آنها می شود. بنابراین واقعاً بین دیدن و مشاهده تفاوت وجود دارد. با این حال ، اگر به هر موضوعی توجه بیشتری نشان دهیم ، اغلب سعی خواهیم کرد آن را در چارچوب ایمان و درک موجود خود جای دهیم.

آخرین نکته احتمال استدلال با انگیزه را افزایش می دهد. همه ما تمایل داریم اطلاعات را به گونه ای فیلتر کنیم که با تقویت سingال از عناصری که به نظر می رسد با آنها مغایرت دارند ، در حالی که عناصر موافق را با خوشحالی قبول می کنیم ، به تقویت باورهای موجود خود بپردازیم. بدیهی است که فضای زیادی برای اعتقادات ما در مورد نابرابری برای شکل دادن به استدلال انگیزه ما وجود دارد و بدون شک این اتفاق می افتد.

با این حال ، محققان در واقع به مراحل اولیه این فرایند علاقه مند هستند: چگونه چیزهایی که در زمینه بینایی ما هستند ، به سطح توجه آگاهانه ما افزایش می یابند. از آنجا که ما از فیلترینگ در حال وقوع آگاهی نداریم ، انتظار این است که اعتقادات ما بر این روند تأثیر نگذارد وسوسه انگیز است. اما در حقیقت اینطور نیست. سیستم های بصری ما تمرکز خود را بر روی مواردی قرار می دهند که مورد علاقه ما هستند و به نگرانی های ما اجازه می دهد تا بر نحوه درک جهان تأثیر بگذارند.

با این حال ، یادگیری این ایده یک چالش است. بیشتر اوقات می فهمید که مردم وقتی از آنها در مورد آن سوال می پرسند چه می بینند. اما تاکنون ، تفکر با انگیزه نقش مهمی در شکل گیری نحوه تفسیر افراد از اطلاعات بصری خود و همچنین آنچه را که برای هر کسی که درباره آن س asksال کند ، انتخاب می کنند ، بازی کرده است. برای دور زدن این مشکل ، تیم تحقیقاتی مجموعه ای از کارها را ابداع کردند که مستقیماً به مسئله نابرابری نمی پرداختند ، اما روشن کردند که آیا افراد مورد آزمایش نابرابری را مشاهده کرده اند یا خیر.

آزمونهای غیر مستقیم

ما در یک لحظه به نتایج خواهیم رسید ، زیرا آنها تا حد زیادی در همه آزمایشات سازگار هستند. اما در ابتدا همه روشهای مختلفی را که محققان سعی در جلوگیری از تداخل استدلال با انگیزه در نتایج دارند ، شرح خواهیم داد. اگر علاقه ای به آزمایش ندارید ، می توانید به سادگی به بخش بعدی بروید.

به عنوان مثال ، محققان در اولین مطالعه خود به سادگی تصاویر صحنه های شهری را به مردم نشان دادند و از آنها خواستند آنچه را می بینند گزارش دهند. نیمی از صحنه ها خنثی است ، اما نیمه دیگر حاوی نشانه هایی از نابرابری است ، مانند یک ماشین اسپرت سطح بالا یا یک فرد بی خانمان. از آنجا که هیچ چیزی برای برانگیختن آشکار استدلال مستدل وجود نداشت ، خواه کسی از شاخص های نابرابری نام برد یا نه ، باید نشانه بهتری از محل توجه وی باشد.

در دو آزمایش دیگر ، محققان به روش هایی برای تعیین نابرابری دست یافتند که جایی برای استدلال منطقی باقی نمی گذارد. از یک طرف ، آنها نقاشی هایی از گروه های زن و مرد را نشان دادند که چندین کیسه پول در مقابل آنها قرار داشت و شش ثانیه به مردم فرصت دادند تا بفهمند پول هر یک از این گروه ها بیشتر است. در مورد دیگر ، آنها تصاویر شهری مشابهی ساختند ، اما جزئیاتی از تصویر را ویرایش کردند – در بعضی موارد جزئیات خنثی بود ، اما در برخی دیگر نشانه نابرابری بود. آنها سپس به سرعت بین دو تصویر جابجا شدند و پیگیری کردند که چه مدت طول کشید تا مردم تفاوت را مشاهده کنند ، که نشان دهنده آنچه توجه آنها را جلب می کند بود.

در آزمایشی دیگر ، از شرکت کنندگان خواسته شد تا به یک ضبط صدا که در آن زن و مرد صحبت می کنند گوش دهند ، اما زمان اختصاص داده شده به هر یک به دلیل ویرایش متفاوت بود. سپس از آنها در مورد چندین جنبه ضبط از جمله زمان بلندگوها س wereال شد. اما به شرکت کنندگان گفته شد که برای پاسخ دقیق به س questionsالات 50 دلار پاداش در نظر گرفته می شود که ممکن است برای غلبه بر هرگونه تعصب فراخوان تصادفی کافی باشد.

سرانجام ، محققان مجموعه ای از برنامه های شغلی و سوابق استخدام را برای شرکت های ساختگی به شرکت کنندگان ارائه دادند. هر داوطلب معدل ، گرایش دانشگاهی ، نژاد ، شهر خود و سرگرمی متفاوت داشت. این که آیا آنها توسط شرکت “استخدام” شده اند (باز هم ، همه اینها یک کار جعلی است) فقط به معدل و نژاد بستگی دارد ، در برخی افراد تصمیماتی برای استخدام به نفع سفیدپوستان و برخی دیگر به نفع اقلیت ها است. از شرکت کنندگان سال شد که آیا موارد غیرمعمولی را در الگوی استخدام مشاهده کرده اند یا خیر و فکر می کنند باید در مورد این شرکت تحقیق شود.

به درجات مختلف ، همه این آزمایشات سعی در دستیابی به آنچه شرکت کنندگان به آن توجه می کنند ، و نه آنچه درباره برداشت خود فکر می کنند ، است.

تحلیل و بررسی

اگر می خواهید در مورد رابطه باورها و توجه نتیجه بگیرید ، باید باورهای مردم را درک کنید. برای این منظور ، محققان به س setالاتی روی آوردند که آنچه را جهت گیری برای سلطه اجتماعی می نامند اندازه گیری کرد. این گرایش به پذیرش یا خواستار فعال بودن گروههای خاص (معمولاً مردان سفیدپوست) برای داشتن موقعیت مسلط در جامعه است. افرادی که امتیازات بالایی در سلطه اجتماعی دارند ، نسبت به نابرابری هایی که مطابق با اعتقادات آنها است ، بی تفاوت هستند ، زیرا این سلسله مراتب را آنگونه که باید می بینند.

اگرچه بین آزمایشات فردی تفاوت وجود داشت ، اما روند مشخصی وجود داشت. کسانی که از نظر خود تساوی بیشتری دارند ، علائم نابرابری را که باعث اقلیت ها و زنان محروم می شود ، بیشتر از کسانی که از نظر تسلط اجتماعی نتایج بالایی کسب کرده اند ، درک می کنند. هیچ نشانه ای وجود نداشت که برابری طلبان نابرابری های موجود را دیده باشند – که ممکن است در آزمایش تصاویر پول ظاهر شده باشد – به این سادگی که آنها آنجا را می گرفتند.

با این حال ، در تعدادی از آزمایش ها ، نابرابری با گروه های ممتاز سنتی مانند مردان در تضاد است. در اینجا همه چیز کمی پیچیده تر بود. تفاوت بین برابری طلبان و کسانی که از سلطه اجتماعی حمایت می کنند بسیار کمتر بود. به طور کلی ، تساوی گرایان کمی کمتر متوجه این نابرابری ها می شوند – و گاهی اوقات آنها را به کلی از دست می دهند. در مقابل ، کسانی که از سلطه اجتماعی حمایت می کنند کمی بیشتر از کسانی که طرفدار گروه های کم قدرت هستند ، متوجه این نابرابری ها می شوند. اما در بسیاری از موارد این اختلافات از نظر آماری معنی دار نبودند.

به طور کلی ، اگر به دنبال یک توضیح واحد هستید که چرا گروه های مختلف در ایالات متحده جامعه یکسانی را از دریچه های مختلف می بینند ، این مورد نیست. این تأثیرات ، اگرچه سازگار است ، اما نسبتاً اندک بوده و احتمالاً نمی تواند اختلاف عمده چشم انداز در میان جمعیت ایالات متحده را توضیح دهد. البته ، استدلال با انگیزه هنوز وجود دارد و خارج از این شرایط آزمایشی بر روی این اثر لایه لایه می شود ، و احتمالاً این دو ترکیب می توانند چیزهای زیادی را توضیح دهند.

در هر صورت ، نتایج به وضوح نشان می دهد که ما می توانیم به همان چیز نگاه کنیم ، اما با دیدن چیزهای مختلف ، تا حدی بر اساس تعهدات ایدئولوژیک ، از آن منحرف می شویم. بنابراین حتی اگر کسی از گرایش ما برای استدلال با انگیزه آگاه باشد و سعی کند از آن دوری کند ، هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که همان تأثیری را که کسی با گرایش های مختلف عقیدتی دارد ، باقی بگذارد.

PNAS، 2021. DOI: 10.1073 / pnas.2023985118 (برای DOI).


منبع: khabar-tak.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*