انگیزه استدلال با انگیزه توطئه گران طرفدار ترامپ چیست؟


یک وانت سفید با لوازم جانبی طرفدار ترامپ تزئین شده است.
بزرگنمایی / 7 ژانویه 2021 – سنت پل ، مینه سوتا – حامیان ترامپ پس از واقعه “طوفان در کپیتول” در پایتخت مینه سوتا در محل زندگی فرماندار مینه سوتا تجمع کردند.

استدلال با انگیزه این ایده است که فرایندهای ذهنی ما معمولاً ما را بر آن می دارد که شواهدی را که می پذیریم بر اساس انطباق با آنچه می خواهیم باور کنیم ، فیلتر کنیم. در چند هفته گذشته ، در ایالات متحده به طور گسترده ای به نمایش گذاشته شده است. مردم ویدیوهای خارج از متن را که در جریان تحقیقات مقامات انتخابات در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده ، می پذیرند. آنها شواهد آشکار عدم محبوبیت تاریخی رئیس جمهور دونالد ترامپ را رد می کنند ، در حالی که توطئه های مربوط به دیکتاتورهای متوفی آمریکای لاتین را بدون اثبات خریداری می کنند.

با این وجود ، اگر شواهدی برای استدلال با انگیزه واضح باشد ، درک انگیزه بسیار دشوارتر است. این فقط یک هویت جمهوری خواه نیست ، با توجه به اینکه ترامپ سیاست های زیادی را در پیش گرفته است که با ارتدوکسی قبلی جمهوری خواهان مغایرت دارد. ظهور مکرر پرچم های کنفدراسیون ، نژادپرستی را تأیید می کند ، اما به نظر نمی رسد این همه چیز را توضیح دهد. لیستی از انگیزه های بالقوه به اندازه کافی طولانی وجود دارد که می توان س questionال کرد که آیا تنها یک انگیزه کافی است؟

با این حال ، مقاله اخیر PNAS توضیحات واحدی ارائه می دهد که شامل بسیاری از دلایل بالقوه است. این “مردانگی هژمونیک” نامیده می شود و شامل یک جهان بینی است که مردان را از گروه فرهنگی مسلط به عنوان کانون قدرت اجتماعی قرار می دهد. و به نظر می رسد داده های تحقیق از این ایده پشتیبانی می کنند.

مردانگی و عدم رضایت آن

بنابراین دقیقاً مردانگی هژمونیک چیست؟ محققان این کار جدید ، ترزا وسیو و ناتانیل شرمورن از پن ، به دنبال دو روش برای بررسی مردانگی هستند. این مرد که هویت مردانه مردمی نامیده می شود ، عمدتاً به درک شخصی از مردانگی شخص مربوط می شود. از این دیدگاه ، مردانگی حالت دائمی نیست؛ دائماً مورد ارزیابی مجدد قرار می گیرد و کسانی که می خواهند هویت مردانه را حفظ کنند باید مرتباً آن را تقویت کنند. نویسندگان اظهار داشتند: “مردانگی از طریق تظاهرات رفتاری مداوم مردانگی به دست می آید و حفظ می شود.”

با این حال ، این می تواند رفتار را در سطح اجتماعی تحریک کند. افراد ممکن است کسانی را که با نقش های سنتی جنسیتی مطابقت ندارند تهدیدی برای مردانگی تلقی کنند و با آنها خصمانه رفتار کنند. وی می تواند تا حدی سیاست را تحت تأثیر قرار دهد که حمایت از سیاست هایی مانند جنگ و قوانین شلیک اسلحه به نشان دادن مردانگی کمک کند.

در مقابل ، مردانگی هژمونیک مبتنی بر درک اجتماعی از نقش مناسب مردان است. به طور خاص ، وی نقش سنتی مردان – یعنی اینكه آنها محور اصلی جامعه هستند – را نحوه سازماندهی آن می داند. این نویسندگان می نویسند: “این قدرت مردان غالب (یعنی مردان سفید پوست ، راست ، متحرک و جسمی متناسب) بر زنان و مردان حاشیه ساز را توجیه و مشروعیت می بخشد.” از این نظر ، زنان مسئولیت تقویت مردانگی مردان را ندارند. در عوض انتظار می رود که آنها به تقویت نظم عمومی کمک کنند.

این دیدگاه تعداد زیادی از تهدیدها را در خارج از افراد که مطابق با هنجارهای جنسیتی نیستند ، از جمله رونق هر گروه به عنوان اقلیت یا مهاجر ، فراهم می کند که ممکن است سلطه گروه هژمونیک فعلی مردان را تضعیف کند.

(بدیهی است که هر دو ایده بسیار بیشتر از آنچه در چند پاراگراف قابل انتقال است وجود دارد.)

وسیو و شرمرهورن اظهار داشتند که علائم مردانگی هژمونیک به خوبی با تماس های ترامپ مطابقت دارد. نوستالژی او نسبت به گذشته معطوف به زمانی بود که سلطه مردان سفیدپوست توسط اکثر افراد جامعه امری بدیهی تلقی می شد. او مرتبا تصور می کرد که تصویر وی به عنوان یک تاجر موفق شاخص برتری وی است. به طور منظم به اقلیت ها و مهاجران حمله می کند. با این حال ، ترامپ همچنین برخی از رفتارها را نشان داد که نمونه آن پاسخ به تهدیدهای قابل درک برای مردانگی است: “ترامپ به صراحت با زنان غیرمعمول ، زنان جنسی شده ، خاص جنسیتی خصمانه بود و به مردانگی مردان هم سن و مخالفان حمله می کرد.”

مردانگی و (برخی) رای دهندگان در ایالات متحده

اگرچه همپوشانی قابل توجهی بین این تصورات از مردانگی وجود دارد ، اما می توان بین این دو تمایز قائل شد. افرادی که مردانگی هژمونیک را می پذیرند ، لزوما مردانگی خود را با از دست دادن یک رقابت ورزشی برای الگو قرار دادن ، تهدید نمی کنند ، به شرطی که افرادی که از دست می دهند متعلق به جمعیت غالب مردان باشند. (اگرچه اگر آنها از هر دو مفهوم پشتیبانی كنند ممكن است تهدیدآمیز باشد.) وسیو و شرمرون با پرسیدن یك مجموعه حدود 65 سالی توانستند تعیین كنند كه افراد به خوبی از هر دو مفهوم پشتیبانی می كنند.

محققان سپس برای به دست آوردن اطلاعات دموگرافیک ، دیدگاه های سیاسی و دیدگاه ها در مورد مردانگی ، چه در حوالی انتخابات 2016 و چه پیش از انتخابات سال 2020 ، یک سری بررسی ها انجام دادند. در حالی که بیش از 2000 نفر در این مطالعات شرکت کردند ، یکی از بزرگترین نقاط ضعف ماهیت این جمعیت بود: این جمعیت عمدتا از دانشجویان و شرکت کنندگان در مکانیک ترک تشکیل شده بود. بعید است که آنها نمایانگر جمعیت رای دهنده در کل ایالات متحده باشند ، بنابراین این تحقیق واقعاً باید به عنوان راهی برای تعیین اینکه آیا این عقاید ارزش پیگیری در جمعیت نماینده بیشتری را دارند ، دیده شود.

با این وجود ، در این جمعیت ، محققان توانستند حمایت از ترامپ و احساسات شرکت کنندگان نسبت به مردانگی ، نژادپرستی و تبعیض جنسی را ارزیابی کنند. محققان قبل از تشکیل مبنای تجزیه و تحلیل ، تعدادی از عقبگردها را کنترل کردند و تأثیراتی مانند وابستگی سیاسی شرکت کنندگان ، جنسیت و غیره را کنترل کردند.

این تحلیل نشان داده است که پیش داوری هایی که می توانید انتظار داشته باشید – تبعیض جنسی ، نژادپرستی و بیگانه ستیزی – با حمایت از ترامپ مرتبط است. اما حتی پس از تعدیل این موارد ، مردانگی هژمونیک همچنان با حمایت از ترامپ همراه بود. این درست بود ، گرچه مردانگی سلطه جویانه با تعصبات از قبیل تبعیض جنسی و نژادپرستی نیز همراه بود ، که همچنین منجر به حمایت از ترامپ شد – او فارغ از آنها تأثیر خاص خود را داشت. این هیچ ارتباطی با حمایت هیچ یک از نامزدهای دموکرات در این انتخابات نداشت.

و این انجمن در گروههای مختلف جمعیتی برگزار می شود. “[Hegemonic masculinity] رأی و رتبه بندی ترامپ برای زنان و مردان ، بازیگران سفیدپوست و غیر سفید پوست ، دموکرات ها و جمهوری خواهان و در مقاطع مختلف تحصیلی به همان اندازه پیش بینی می کند “، نتیجه گیری کردند Vesio و Shermerhorn. و این انجمن بسیار قوی تر از مردانگی متمرکز بر تهدید بود .

مردانگی و “دوباره عالی”

نکته عجیب در مورد داده ها این است که پشتیبانی از ترامپ همان رای دادن به او نیست. برای رأی دادن ، تعصب پیوند محکم تری نسبت به مشکلات مردانگی داشت.

باز هم ، توجه به این نکته مهم است که جمعیت در اینجا لزوماً نشان دهنده جمعیت رای دهندگان در ایالات متحده نیست. و حضور انجمن هایی که در اینجا دیده می شود به این معنی نیست که همه طرفداران ترامپ به این دلایل انگیزه دارند. اما به نظر می رسد مردانگی هژمونیک چارچوبی رفتاری را برای تبیین دلتنگی شدید در پشت فرمول “دوباره بزرگ” شعار ترامپ فراهم می کند – نوستالژی برای یک نظم اجتماعی که دیگر وجود ندارد و احتمال واقعاً زود بازگشت ندارد. و به لطف این چارچوب ، این چیزی است که ما به طور بالقوه می توانیم آن را کشف کنیم و با جزئیات بیشتری درک کنیم.

هیچ تضمینی وجود نداشت که نیروی محرکه ناشی از این دلتنگی به ناچار منجر به موجی از اطلاعات غلط شود که اکنون بسیاری از مردم ایالات متحده را درگیر خود کرده است. اما واضح است که بسیاری از مردم تصور کرده اند که می توانند و سعی کرده اند از این امر به نفع خود استفاده کنند.

PNAS ، 2021. DOI: 10.1073 / pnas.2020589118 (برای DOI).


منبع: khabar-tak.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*