لحظه ای که در سال 2008 این پیروزی برای SpaceX شکنجه شد


آغاز پرواز سه موشک Falcon 1 در ابتدا امیدوار کننده به نظر می رسید.
بزرگنمایی / آغاز پرواز سه موشک Falcon 1 در ابتدا امیدوار کننده به نظر می رسید.

کریس تامپسون / SpaceX

این گزیده ای از فصل هشتم کتاب است LIFTOFF: ایلان ماسک و روزهای ناامید کننده ای که SpaceX را راه اندازی کردند توسط اریک برگر ما این کتاب در تاریخ 2 مارس 2021 منتشر خواهد شد. این گزیده تابستان 2008 است و اسپیس ایکس دو بار سعی در پرتاب موشک Falcon 1 داشته است که هر دو بار با شکست مواجه شده است. در حالی که مهندسان این شرکت برای سومین تلاش برای پرتاب از جزیره کوچک Omelek در Atoll Kwajalein آماده می شوند ، وقت و پول در حال اتمام است …

در طول پرواز سوم ، SpaceXers عادت کرده بود که برای پرتاب از Atoll مرکزی Kwajalein در اقیانوس آرام بازدید کند. به مدت سه سال ، آنها یاد گرفتند که چگونه در مناطق گرمسیری زنده بمانند و حتی از زندگی در جزایر لذت ببرند. با این حال ، یادگیری برخی از این دروس دشوار بود.

کاملاً در اوایل تجربه کواج ، مهندس برایان بژلده قایق عصرانه برگشت به کوآجالین را از دست داد. این اتفاق افتاده او و چند نفر دیگر در زیر ستاره ها خوابیدند و یک شب کاملاً خوشایند داشتند. اما صبح روز بعد بژلده فاقد تغییر لباس بود. بنابراین او یک بسته تی شرت از شاهین Falcon 1 را که در Omelek ظاهر شده بود ، یک تی شرت گرفت. تی شرت سفید و بسته بندی شده در خلا may ممکن است چین و چروک خورده باشد ، اما حداقل آن تمیز بود و از آفتاب پشت او محافظت می کرد. Bjelde هر روز مقادیر زیادی ضد آفتاب را تجربه می کند – هر تکه از پوست در معرض آفتاب گرمسیری پوشانده شده است. در طول روز ، هنگامی که به داخل آن می لغزد ، بژلده متوجه شد که چین و چروک های تی شرت او زیر گرما و رطوبت جزیره ایستاده است.

بعد از ظهر او رفت تا دوش بگیرد. وی گفت: “من پیراهنم را در آوردم و بدترین آفتاب سوختگی در زندگی ام را از طریق تی شرت دیدم.” “من آفتاب سوختگی کاملی داشتم. من فکر می کنم پایان روزهای من از طریق سرطان پوست به دلیل این تجربه با کواژالین رقم خواهد خورد. خورشید مستقیماً از میان تی شرت سفید ارزان قیمت عبور کرد. فقط فکر نمی کردم ضد آفتاب بزنم زیرش. چرا تو میخواهی؟ “

گرما و رطوبت مردم را در املك و از طرق دیگر مجازات كرد. بلده کودکی از کالیفرنیا بود ، جایی که گاهی اوقات گرم بود ، اما به ندرت چنین مرطوب بود. و او قبلاً هرگز این نوع کارهای دستی را انجام نداده بود.

تفنگداران دریایی ممکن است با پوسیدگی فاق عوام آشنا باشند ، اما بلد هرگز در مورد آن چیزی نشنیده است. وی گفت: “من نمی گویم ضعیف یا ضعیف هستم و اگر باسن شما کمی مالش یابد و بعد عرق کنید ، به مالش منجر می شود.” “اما محیط نمکی و مرطوب فقط اوضاع را بدتر کرده است.”

همانطور که یک روز تلاش می کرد تا حرکت کند ، و از طریق جزیره عبور می کرد ، بلد از کریس تامپسون باتجربه تر پرسید که چه کاری باید در مورد بیماری دردناک خود انجام دهد. آیا او شاید به پنی سیلین نیاز داشت؟ تامپسون ، یکی از تفنگداران سابق دریایی ، ترفند مالیدن دئودورانت را زیر بازوهایش بین پاهایش توضیح داد. و تامپسون یک پیشنهاد مفید دیگر ارائه داد: تغییر کار از بوکسورها به بوکسورها.

تعداد کمی از زنان در این جزیره با عذاب خود روبرو شدند در سالهای اولیه ، آن چینری و فلو لی حریم خصوصی کمی داشتند و آب جاری نداشت. استفاده از توالت در این جزیره ابتدا نیاز به پر کردن یک سطل آب دریا دارد تا بتوان توالت را شست. دوش ها حتی ابتدایی تر بودند. در ابتدا ، SpaceXers سطل آشغال را با آب پر كرد تا دستان خود را بشويد. وقتی او در پایان یک روز طولانی بسیار داغ و عرق کرد. لی گفت: او لباس حمام می پوشد و آب باران را روی سرش می ریزد تا آبکشی شود.

با پیشرفت کارزار Flight One در سال 2006 ، تیم کوچک از یک سطل آشغال به یک دوش کمپ منتقل شدند. آنها آب باران را در کیسه های بزرگ سیاه جمع کردند و سپس کیسه ها را روی بالشتک هلی کوپتر قرار دادند تا در طول روز گرم شود. یکی از این کیف ها را روی یک پایه می کشیدند تا روی صندلی فلزی تاشو آویزان شود ، و باعث می شود دوش آب گرم باشد. پرده دوش به نفع Chinnery و Li ، درجه ای از رازداری را ارائه می دهد.

تفریح ​​در آفتاب

مهندسان و تکنسین ها در طول روز سخت کار می کردند ، اما با نزدیک شدن آفتاب به افق ، خدمه اغلب استراحت می کردند. آنها شنا می کردند چندین نفر حتی به عنوان آخرین فرار از گرما در تالاب غرق شدند.

گاهی اوقات تلاش آنها برای سرگرمی پر سر و صدا بهم می خورد. Omelek به اندازه کافی کوچک بود تا بتواند در عرض چند دقیقه عبور کند ، اما در طی مبارزات بعدی پرواز یک گلف قدیمی و پارچه ای گلف برای استفاده کارکنان وجود داشت. زک دان آن را “گلی جدی” توصیف کرد که با سیم و آدامس بسته شده است. در یک لحظه بین پروازهای دو و سه ، ترمز روی گاری شکست ، اما وقتی تیم پرتاب از لس آنجلس بازگشت ، هیچ کس متوجه این موضوع نشد.

در پایان یک روز کاری ، هنگامی که برخی از دوستانش قایق را به عقب به کواج گرفتند ، دان تصمیم گرفت که آنها را با سبک و سیاق بفرستد. او روی گاری پرید ، در نزدیکی تریلرهای یک شب پارک شد و پدال را در کنار فلز قرار داد. دون فکر کرد که نزدیک شدن به دوستان در حال عزیمت ، شیپور زدن و تکان دادن سرگرم کننده خواهد بود. او هنگام نزدیک شدن به اسکله سرعت خود را به دست آورده بود و در هنگام آماده سازی برای استقبال از قایق ، دان تصمیم گرفت که بهتر است سرعت را کاهش دهد. در لحظه برخورد کاریکاتور ، وقتی دان پدال ترمز را فشار داد ، بدون هیچ گونه مقاومتی روی زمین نشست. او موفق شد توجه همرزمانش را به خود جلب کند ، اما به دلایل غلط ، چون شروع به فریاد زدن و راه رفتن به یک برآمدگی سنگی کوچک کرد. از آنجا ، Dunn با شلیک واضحی در تالاب روبرو شد که احتمالاً هنگام حرکت او پایان خود را پایان می داد. او برای یک ثانیه ثانیه تصمیم گرفت و به جای آن به درخت خرما روی آورد.

دان به گروه قایق گفت: “آنها به جای دیدن من در حال تکان دادن و جیغ زدن و فقط یک احمق بودن ، فقط دیدند که من با تمام سرعت بیرون رفتم.” “سپس با حداکثر سرعت به یک نخل برخورد کردم.”

این ضربه دان را از بالای فرمان درشکه انداخت ، اما او از حادثه دور شد. کارکنان قایق با صدای بلند خندیدند.

برخی از SpaceXers که یک شب اقامت داشتند ، صخره های مرجانی را در اطراف Omelek شکار کردند ، هرچند همه چیزهایی را که گرفتند آزاد کردند. ارگانیسم های کوچکی که در صخره های مرجانی گرمسیری رشد می کنند ، سیگواتوکسین تولید می کنند که در ماهی های کوچک و در غلظت های بالاتر در ماهی های بزرگتر در زنجیره غذایی تجمع می یابد. مردم مارشال نسبت به این سم ایمنی پیدا کرده اند ، اما باعث مسمومیت غذایی شدید در افراد خارجی می شود. در حال حاضر ، SpaceXers گزارشی از مرگ بازدید کننده ای از کواج را پس از خوردن ماهی های صخره ای می شنود.

تهدیدات طبیعی نیز در خشکی وجود داشت. خرچنگ نارگیل که می تواند تا سه فوت رشد کند و بزرگترین بندپایان جهان است ، در Omelek زندگی می کرد. بعضی اوقات دیده می شود که به سرعت از میان درخت عبور می کنند و از انبرهای محکم برای نارگیل زدن به زمین استفاده می کنند. سپس ، دوباره بر روی زمین ، خرچنگ نارگیل را باز می کرد. جف ریچی ، مهندس عمران ، گفت: “قطعاً هیچ خواب برهنه ای در ساحل برای ما وجود نداشت.”

در طول پرواز سوم ، مهندسان و تکنسین های املک به بهبود محیط خود ، به ویژه با غذای بهتر برای کسانی که در جزیره می خوابند ، ادامه دادند. در آشپزخانه با عرض دو ، وعده های غذایی را بیش از حد تعرفه در اتاق غذاخوری ارتش كواج پخت و پز كردند. صبح آنها با بخار صفحات تخم مرغ خرد شده تحت درمان قرار گرفتند. عصر آن را مخلوط کردند. بولنت آلتان و مهندس تازه کار ، ریکی لیم ، آشپزی زیادی انجام دادند زیرا آنها این کار را دوست داشتند. آنها می توانند یک شب استیک کبابی یا شب دیگر میگو در سس قرمز تهیه شوند. خاصیت آلتان گولاش ترکی بود که دوست داشت آن را بپزد ، ماکارونی را با سیر و ماست خورشتی در کره و سس گوجه مخلوط کند. به نظر می رسید که این برای مردم Omelek یک لذت است. امکانات رفاهی دیگری نیز وجود داشت. یک ون دریایی یخچالی دارای مقدار زیادی نوشیدنی بود ، از جمله آبجو برای عصرها.

آلتان گفت: “همه چیز در مقایسه با پرواز اول یک لوکس خارق العاده بود ، بنابراین ما آن را در Omelek دوست داشتیم.” “بعد از روزهای واقعاً دیوانه وار ، همه برای شام دور هم جمع شدند و از نشستن و استراحت لذت می بردند. ما همیشه فیلم های مشابه را بارها و بارها تماشا می کنیم ، مانند سربازان ستاره دار. از همه مهمتر ، رفاقت عالی بود. “

اقامتگران همچنین یک عرشه چوبی متصل به تریلر ساختند. از آنجا ، آنها می توانند تاریک ترین آسمان های زمین را کشف کنند. ابرها اغلب دید آنها را پنهان می کردند. اما وقتی مشخص شد ، یک میلیون ستاره درخشان وجود دارد. بعضی اوقات ستاره های مصنوعی وجود داشتند. آنها شبیه ستاره های تیرانداز بودند اما ناپدید نشدند. در عوض ، آنها واضح تر شدند – زیرا آنها موشکهای بالستیک قاره پیما بودند که از سرزمین اصلی ایالات متحده به سمت Atoll Kwajalein شلیک می شدند.

بولنت آلتان در حال آماده سازی خود است
بزرگنمایی / بولنت آلتان “گولش ترکی” خود را تهیه می کند.

بولنت آلتان

این طنز بزرگی بود: نیاز به پرواز سریع SpaceX را از واندنبرگ به كواژالین سوق داد و هنگامی كه به آنجا رسیدیم ، كارمندان منظره بسیار خوبی از موشكهای شلیك شده از واندنبرگ داشتند. در طول بیشتر از نیم قرن ، این مرجع کوچک به عنوان نقطه صفر برای توسعه موشک های بالستیک قاره پیما و بعداً برای طرح ابتکاری دفاع استراتژیک رئیس جمهور رونالد ریگان عمل کرد. امکانات ارتش کواژالین هنوز هم اهداف مختلفی را دنبال می کند ، اما ماندگارترین آنها یک برد غول آسای است.

وقتی نیروی هوایی بخواهد صحت موشک Minuteman III را بررسی کند ، یک موشک سه مرحله ای با سوخت جامد از واندنبرگ به کوای پرتاب خواهد کرد. سایت آزمایشی ریگان در Quay با رادارهای پیشرفته ، دوربین ها و سایر تجهیزات ردیابی ، داده های دقیق راداری و اپتیکی موشک را به دلیل نفوذ در جو در حدود چهار مایل در ثانیه به دست می آورد. موشکها اغلب به جزیره ایلگینی در ضلع غربی مرجانی اصابت می کنند. این بدان معنی است که آنها تقریباً مستقیماً از املک ، در لبه شرقی سلسله جزایر عبور کردند. از آنجا SpaceXers که شب را با املک گذرانده بودند ، با ورود این موشک ها تعجب کردند. در نزدیکی کواژالین ، مرحله سوم موشک رها می شود و فقط اتوبوس موشکی حامل کلاهک های شبیه سازی شده باقی می ماند.

برای برخی از دستان قدیمی کواج ، احتمال ورود موشک های بالستیک خاطرات دور از جنگ سرد را زنده کرد. دیدن ورود این موشک ها بسیار زیبا ، اما کمی وحشتناک بود ، دانستن اینکه اگر کلاهک واقعی در آن وجود داشته باشد ، مرگ اجتناب ناپذیر است. چاینری گفت: “بمب های شبیه سازی شده مانند کرم شب تاب کوچک خرد می شوند.” “دیدن آنها بسیار وهم آور بود. این مرا به یاد بزرگ شدن و ترس از نابودی هسته ای انداخت. “

یکی دیگر از مزایای گذراندن شب در یک تریلر دوبل پهن ، پرش از ساعت عجله صبح و گرفتن چند چشمک دیگر بود. کاتاماران بزرگ ، که کارمندان بوئینگ را از کواج به جزیره مکه منتقل می کرد و سپس کارگران SpaceX را در املک رها می کرد ، قابل اعتماد بود. اما او زود شروع کرد و بندر را در ساعت 6:05 صبح ترک کرد. این بدان معنی بود که تیم Buzza باید قبل از سوار شدن از طریق کواج به اسکله برای سوار شدن صبحانه بخورد ، اگر صبح بخورد.

بوتزا گفت: “من هرگز این قایق را از دست داده ام.” “اما گاهی اوقات هم تیمی ها این کار را می کردند. ارتش بسیار وقت شناس است و منحرف نمی شود. به جز یك سفر ، آنها برای ایلون به بندر برگشتند. “


منبع: khabar-tak.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*